پونیا نظربلند و دکتر معصومه باقری حسن کیاده
دانشگاه شهید باهنر کرمان، ایران
اوستا، یکی از کهنترین آثار مکتوب بازمانده از زبانهای باستانی ایران است که پنجششم از کتاب دینی امروزی زرتشتیان را تشکیل میدهد و شامل پنج بخش به نامهای: یسنها، یشتها، ویسپرد، وندیداد و خردهاوستا است. وندیداد نوزدهمین نَسک از بیستویک نسک و تنها نَسک اوستای دورۀ ساسانی است که بهصورت کامل به دست ما رسیده است. زرتشتیان مطالعه دربارۀ متن اوستا را بلافاصله پس از درگذشت زرتشت آغاز کردند؛ از دورة ساسانیان ترجمه و تفسیری بر اوستا نوشته شد که زند نامیده میشود. متن وندیداد یکی از بخشهای اوستا است که علاوه بر متن اوستایی، ترجمه و تفسیر زند آن نیز موجود است. متن زند وندیداد، به نسبت زند قسمتهای دیگر اوستا، ترجمۀ بهتری از اوستا به دست میدهد؛ چراکه متن اوستایی وندیداد برای مترجمان پهلوی آشناتر از بخشهای دیگر اوستا بوده است، بعلاوه دارای تفسیرها و توضیحات مفصّلی است که بر ترجمۀ لفظ به لفظ متن اوستایی افزودهشده است. بند هجدهم از فرگرد دهم وندیداد، که این پژوهش بدان پرداخته، حاوی مطالب فقهی و آیینی بسیاری است، مانند: بهجا آوردن آئین تطهیر، اجرای مراسم برشنوم و معتقد بودن به دین مزدیسنی. هدف از نگارش این مقاله، بررسی و تطبیق متن اوستایی و زند بند هجدهم از وندیداد دهم با تکیه بر ساختار دستوری و واژگانی است که به روش کتابخانه ای انجام شده است. از مهمترین نتایج به دست آمده در این پژوهش میتوان به این نکات اشاره کرد: الف) دراکثر بندها، نویسندۀ متن زند، بر معنای متن اوستایی تسلّط و آگاهی داشته است ودر متن زند ترجمۀ واژه به واژه ارائه نموده است. ب) متن پهلوی گاه تحت تأثیر سبک نگارش زبان اوستایی قرارگرفته است. ج) متن اوستایی دارای ساختار و دستوری نامنطبق با زبان اوستایی است که نشان دهندة متاخر بودن متن می باشد.
چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، زبان شناسی، ترجمه و ادبیات (WWW.TLLL.IR) ، 15-14 بهمن 1395، اهواز، پذیرفته شده است.