نظریه کنش های گفتاری جان لانگشاو آستین :پیدایش زبانشناسی کاربردگرا

دکتر محمد محمدی آغداش

دانشگاه تبریز، ایران

قبل از تولد نظریه کنش سخنآستین (1962)، فیلسوفان بر این باور بودند که کارکرد اصلی زبان بازنمایی جهان هستی میباشد (37 : 1962). بر این اساس، گزاره های زبانی تنها از جنس اخباری (constative) هستند که یاصادق هستند یا کاذب (همان، 47). اما زبانشناسی کنشگرای آستین این اندیشه را رد و مدعی شد که سخن گفتن همیشه به معنای توصیف وقایع نبوده، بلکه میتواند بصورت ضمنی حامل پیام دیگری برای مخاطب باشد (همان، 41)، مثل درخواست انجام کاری یا القاء چیزی غیر از معنای صوری سخن.آستین با تحقیق بر روی کارکردهای زبان طبیعیتصریح می کند، در میان اظهارات کلامی گروهی از جملات خبریوجود دارد که نه قابل صدق هستند نه کذب و نیت اصلی گوینده آنها توصیف وضع و حال یارویدادی نیست، بلکه «انجام فعلی با ادای همان کلمات»(همان،47). در این معنا، سخن گفتن مساویست با انجام عملی. نقطه عطف نظریه فیلسوف آکسفورد طبقه بندی افعالگفتاریبه سه دسته اظهاری، منظوری-انجامگرا و تاثیری می باشد که دسته دوم، افعال منظوری (performative) محور تحلیلهای زبانشناختی او بوده و با کیفیت متناسب و موفق و یا نامتناسب و ناموفق (همان،49-48) ارزیابی میشوند. درنتیجه آستین تاکید می کند که افعال کنشی را باید «بصورت جدی» ادا کرد (همان، 44). او، با تاکید بر اینکه معنای یک گزاره در بافتار خاص ذهنی-فرهنگی-اجتماعی در گفتمان فهم می شود، منزلت معرفتی زبان را تفهیم و بسط داده و بدین صورت راه را بر پیدایش زبانشناسی کاربردگرا(pragmatics) هموار کرد. اولویت اصلی این مقاله مطالعه کاربرد افعال گفتاری در تحلیل گفتمان خواهد بود.

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، زبان شناسی، ترجمه و ادبیات (WWW.TLLL.IR) ، 15-14 بهمن 1395،  اهواز، پذیرفته شده است.