دکتر معصومه معتمدنیا
دانشگاه مازندران، ایران
دررمان «جنایات ومکافات» که اولین اثر بلند داستایوسکی محسوب می شود، روایتی فلسفی-هنری به تصویر کشیده شده است که ایده ی فرد گرایی، همچون قلبی تپنده در سینه ی رمان، روایت را به گردش در می آورد. این ایده که درست در تقابل با عقاید مسیحیت و یا بعبارتی رنج رهایی بخش می باشد، نشان دهنده ی تمرکز داستان بر روی مسائل فلسفیِ عمیق و پیچیده است. از این رو می توان«جنایات و مکافات» رابه حق در ژانر فلسفی و ایدئولوژیک نیز طبقه بندی کرد. علی رغم جنایی بودن موضوع، نویسنده سعی داشته هم به اهداف فلسفی و هم به وقایعی که در برابر چشمان خوانندگان در هم می آمیزند توجه کند. درون مایه ی داستان، موقعیتی است که در آن ایده ی فرد گرایی، موجب سوق دادن قهرمان داستان به انجام جنایتی می شود که مسائل فلسفی بی شماری را در خود جای می دهد و بدین شکل نوع جدیدی از قهرمان به وجود می آید که “قهرمان ایدئولوژیک” نامیده می شود. این نوع خاص از قهرمان ادبی برای اوّلین بار در رمان «جنایت و مکافات» پدیدار شد.
چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، زبان شناسی، ترجمه و ادبیات (WWW.TLLL.IR) ، 15-14 بهمن 1395، اهواز، پذیرفته شده است.