گروه زبان فارسی، دانشکده زبان ها، دانشگاه بغداد، بغداد، عراق
بسیاری از محققان بر این باورند که مفاهیم «متعدی» و «لازم» با اصطلاحات «گذر» و «ناگذر» مترادفاند و ازاینرو به جای اصطلاح متعدی، از واژههای گذر یا گذرا استفاده میکنند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نحوه کاربرد و تبیین این مفاهیم در میان دستورنویسان مکتب کلاسیک و مکتب نو و روشنسازی وجوه اشتراک و افتراق دیدگاههای آنان است که به روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر تتبع در منابع دستوری سنتی و معاصر انجام می پذیرد. در پژوهش های انجام شده مشخص گردید که اغلب دستورنویسان سنتی از اصطلاحات عربی استفاده کردهاند و برخی از آنان هر دو اصطلاح عربی و فارسی را به کار بردهاند. اما در میان طرفداران شیوه های نوین، گرچه شماری از دستورنویسان هر دو اصطلاح عربی و فارسی را به کار گرفتهاند، اما بیشتر آنان اصطلاحات فارسی را ترجیح دادهاند. در بررسی وجوه تشابه و تفاوت افعال متعدی و لازم یا گذر و ناگذر میتوان نتیجه گرفت که در مکتب سنتی، متعدی یا لازم بودن فعل، صرفاً بر اساس توانایی آن در پاسخگویی به پرسشهایی مانند «چه کسی را؟» یا «چه چیزی را؟» تعیین میشود؛ بدین معنا که اگر فعل بتواند به این پرسشها پاسخ دهد، متعدی و در غیر این صورت لازم محسوب میشود. در مقابل، مکتب نوین، ماهیت فعل را در چارچوب جمله بررسی میکند و مفهوم متعدی بودن را به تعریف محدود مکتب کلاسیک فرو نمیکاهد؛ بلکه این مفهوم را متناسب با ماهیت و معنای فعل در ساختار جمله، افزون بر مفعول، شامل متمم اجباری و مسند نیز میداند.
واژگان کلیدی: ویژگی فعل، فعل متعدی ولازم، گذر و ناگذرا.
چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که در یازدهمین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، زبان شناسی، ترجمه و ادبیات (WWW.TLLL.IR) ، 12-13 بهمن 1404، اهواز، پذیرفته شده است.