تأثير وتأثر متقابل ادبيات فارسى و عربى

دکتر نضال جميل غضب،

گروه زبان فارسی، دانشکده زبان ها، دانشگاه کوفه، کوفه، عراق

زبان عربی در آغاز، بر پایۀ گفتار و ادبیات شفاهی اعراب شکل گرفت و انتقال مفاهیم فرهنگی عمدتاً از طریق شعر و روایت‌های شفاهی صورت می‌گرفت. در این دوره، آثار مکتوب، محدود و ابزارهای نگارش، ابتدایی بود؛ اما با ظهور اسلام و گسترش آن در قلمروهای وسیع جغرافیایی، زبان عربی از یک زبان قومی فراتر رفت و به زبان دین، علم و فرهنگ جهان اسلام بدل شد. این تحول، هم‌زمان با فتوحات اسلامی، گسترش نهادهای آموزشی، نهضت ترجمه و تثبیت ارزش‌های دینی، زمینه‌ساز شکوفایی تمدن عربی ـ اسلامی در حوزه‌های مختلف علمی، ادبی، هنری و فنی گردید. ملت‌های غیرعرب، به‌ویژه ایرانیان، با فراگیری زبان عربی و مشارکت فعال در تولید دانش، سهمی اساسی در توسعه و غنای این تمدن ایفا کردند. هدف از تحقیق حاضر این است که با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، نقش زبان عربی در شکل‌گیری و گسترش تمدن اسلامی و تأثیرات پایدار آن بر تکوین هویت فرهنگی، زبانی و فکری ایران تبیین و تحلیل شود. این پژوهش نشان می‌دهد که زبان عربی، به‌ عنوان زبانِ مشترکِ علمی و دینی، نقش محوری در تعاملات فرهنگی و انتقال میراث تمدنی ایفا کرده است. با افولِ خلافت عباسی و تقویت گرایش‌های هویت‌ محور، هرچند زبان‌های بومی جایگاه برجسته‌تری یافتند، اما نفوذ زبان عربی در زبان و فرهنگ ایرانی تداوم داشت. عناصر آوایی، واژگانی و نحوی عربی در فارسی جذب شد و تأثیر آن در ادبیات، علوم و فلسفه باقی ماند. از این ‌رو، زبان عربی را می‌توان یکی از مؤلفه‌های بنیادین در تکوین و استمرار هویت اسلامی ـ ایرانی دانست.

واژگان کلیدی: زبان عربی، تمدن عربی ـ اسلامی، هویت فرهنگی ایران، تاریخ زبان.

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که در یازدهمین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، زبان شناسی، ترجمه و ادبیات (WWW.TLLL.IR) ، 12-13 بهمن 1404،  اهواز، پذیرفته شده است.